شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم.
تو چیستی، كه من از موج هر تبسم تو
بسان قایق، سرگشته، روی گردابم!
تو در كدام سحر، بر كدام اسب سپید؟
تو را كدام خدا؟
تو از كدام جهان؟
تو در كدام كرانه، تو از كدام صدف؟
تو در كدام چمن، همره كدام نسیم؟
تو از كدام سبو؟
من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه!
چه كرد با دل من آن نگاه شیرین، آه!
مدام پیش نگاهی، مدام پیش نگاه!
كدام نشاه دویده است از تو در تن من؟
كه ذره های وجودم تو را كه می بینند،
به رقص می آیند،
سرود میخوانند!
چه آرزوی محالی است زیستن با تو
مرا همین بگذارند یك سخن با تو:
به من بگو كه مرا از دهان شیر بگیر!
به من بگو كه برو در دهان شیر بمیر!
بگو برو جگر كوه قاف را بشكاف!
ستاره ها را از آسمان بیار به زیر؟
ترا به هر چه تو گویی، به دوستی سوگند
هر آنچه خواهی از من بخواه، صبر مخواه.
كه صبر، راه درازی به مرگ پیوسته ست!
تو آرزوی بلندی و، دست من كوتاه
تو دوردست امیدی و پای من خسته ست.
همه وجود تو مهر است و جان من محروم
چراغ چشم تو سبزست و راه من بسته است.
////////////////////////////////
بگذار سر به سینهی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیدهی سر در کمند را
بگذار سر به سینهی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خستهجان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با مَنَت
تو آسمان آبی و روشنی
من چون کبوتری که پَرَم به هوای تو
یک شب ستارههای تو را دانهچین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمهی شراب
بیمار خندههای توام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرمتر بتاب

.jpg)



مثل روح تشنه من همیشه دیوونه باشه
کسی که هر کلامش طلوع تازه باشه
غم و تنهایی ما به یک اندازه باشه
هر چی که اون بخونه شعر دلتنگی نباشه
کسی که برا خوندن نشسته تو سینه من
نفس هایش هوای عشق وسکوتش صدای عشقه
اون که از نهایت عشق منو باز هم بخونه
منو جزیی از وجودش یا خود خودش بخونه
اون که گم شده از آغاز که من تنها بمونم
جاده جستجو هامو تا قیامت بکشونم
کسی که همیشه عاشق
مثل من دیوونه باشه
تو دنیا اگه نباشه تو آینه میتونه باشه
دوای درد عاشق را کی کو سهل پندارد ز فکر آنان که در تدبیر درمانند ُدرمانند
باور کن قلبم رو باور کن
قلبی که کوهه اما شکسته است شکسته است
باور کن دستام و باور کن که ساقه نوازشه
باور کن چشم منو باور کن که یک قصیده خواهش
و وسوسه عاشق شدن التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردن اسم کسی با صدامه
اسم تو هر اسمی که هست
مثل غزل چه عاشقانه است
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه است
باور کن اسمم و باور کن من خسته بارون و برگم
مترود باغ و گل و شبنم
درختم درخت خشکیده تو دست تگرگم
باور کن همیشه باور کن که من به عشق صادقم
باور کن حرف منو بارو کن که من همیشه عاشقم
از گوگوش![]()
![]()